ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

347

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

هر پايه‌اى از پايه‌هاى عرش وبين قدرتى كه آن را اداره مىكند مناسبتى برقرار است كه به آن لحاظ خداوند سبحان فرشتهء خاصّى را به حمل آن پايه گماشته است وهمين است معناى جملهء امام ( ع ) كه فرمود : المناسبة لقوائم العرش أكنافهم وبعيد نيست چنان كه لفظ اقدام را براي فرشتگان استعاره آورده است ، لفظ اكناف را نيز استعاره آورده باشد ، به دليل تشبيه قيام فرشتگان در انجام امر خدا براي حمل عرش ، به قيام استوانه‌هايى كه هر يك از ما خانهء خود را بر آن استوار مىداريم . بنا بر اين فرشتگان مناسب ومشابه پايه‌هايى هستند براي عرش كه بر آنها عرش استوار شده بىآنكه عرش به غير از آنها پايه‌اى داشته باشد يعنى آنها شبيه پايه‌هاى عرش‌اند . ( 1489 - 1484 ) فرموده است : ناكسة دونه ابصارهم متلفّعون تحته بأجنحتهم در عبارت بالا ضمير در كلمات دونه وتحته به عرش برمىگردد . در خبري از وهب بن منبّه است : « براي هر ملكي از حاملان عرش وآنها كه در أطراف عرش هستند ، چهار بال است ، دو بال بر چهره دارند از ترس اين كه به عرش بنگرند ونابود شوند ودو بال بر دهان دارند كه كلامي جز تسبيح وتحميد بر زبان نياورند » . امام ( ع ) نكس ابصار را كناية براي كمال خشيت آنها از خداوند تعالى آورده است واين كه فرشتگان به ناتوان بودن چشم عقلشان از درك ماوراى كمالاتشان كه مقدّر است اعتراف دارند وچشم خرد خود را از اين كه أنوار خدا وعظمت أو را در آفرينش عرش ومخلوقات بديع‌تر از خودشان را درك كنند ناتوان مىبينند ، زيرا منتهاى ديد آنها پايين‌تر از حجاب عزّت است . از بريد رمّاشى نقل شده است كه براي خداوند تعالى در أطراف عرش فرشتگانى است كه مخلخلين ناميده مىشوند . از چشمان آنها تا روز قيامت چون جويبار أشك جارى است واز خوف خدا مانند شاخه‌هايى كه باد آنها را متمايل كرده باشد خم شده‌اند . خداوند تعالى به آنها مىفرمايد : « فرشتگان من چه چيز